المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
838
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
2 - علّت محجوب شدن برادران به جهت توفير مال پدر مىباشد ، چون او با وجود برادران ، داراى عائله است . پس حكمت الهى جهت نفقهء آنان حقّ پدر را بيشتر كرده است . 3 - در اينجا سؤال پيش مىآيد ، و آن سؤال اين است كه شما گفتيد برادران حاجب هستند و آن سخن با لفظ جمع ، منافات دارد كه منطوق آيه مباركه مىباشد . پاسخ داده شده است : وقتى اجماع بر اين امر حاصل شد ، واجب گرديد كه آيه تأويل شود به اينكه ، اگر با لفظ تثنيه مىآورد ، شامل جمع نمىگرديد ، نه حقيقتا و نه مجازا ، بر خلاف لفظ جمع كه آن ، غالب بر لفظ مثنّى است ، آنچنان كه لفظ مذكّر غايب بر لفظ مؤنّث و مخاطب غالب بر لفظ غايب مىباشد و اشرف بر أخسّ است ، چون جمع « اشرف » از مثنّى است ، چرا كه در آن معناى « زيادت » نهفته است . از اين رو در جمع سالم شرط مىشود از عقل و غيره آنچه در مثنّى شرط نيست . جمع آوردن به اين جهت است كه گفتيم : جمع اشرف از « مثنّى » است ، نه آنكه زمخشرى گفته است كه خود مثنّى از نظر لغت ، جمع است ، چون عرف ، عارض بر لغت است و در علم اصول ثابت شده است كه حقيقت عرفيّه ، مقدّم بر حقيقت لغويّه مىباشد . از اينرو اگر فردى بگويد : فلانى رها و طالق است ، حمل بر ازالهء قيد نكاح مىگردد ، نه معناى ديگرى از معانى لغوى مانند ازالهء بردگى يا حبس و . . . از ابن عبّاس روايت شده است : پدر محجوب نمىگردد ، مگر با وجود سه برادر و اجماع بر خلاف آن مىباشد . 4 - « لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً » ؛ شما نمىدانيد كدام يك از نظر نفع رسانى نزديكتر به شماست ، حقّ اين است كه مقصود خداوند ، نفع أخروى است به اين صورت كه برخى از آنان شفيع برخى ديگر باشند . اگر والد داراى درجهء رفيعه باشد ، شفاعت مىكند كه مقام فرزند به مقام او نايل آيد و اگر فرزند داراى مقام بالاتر گرديد ، شفاعت مىكند كه پدر به درجهء رفيعهء او نايل آيد . ولى برخى گفتهاند : مقصود به نفع دنيوى است و گفته شده است مقصود وجوب نفقه از طرفين است ، در صورتى كه يكى از پدر يا فرزند محتاج گرديد و ديگرى محتاج نبود ، و برخى گفتهاند : شما نمىدانيد كه كدام يك پيش از آن ديگرى مىميرد . پس آن ديگرى از مال او بهرهمند مىشود . * * *